بیاد ققنوس ها

 

آخرین روزهای مرداد است

خاطره، زنده، میزند فریاد

ای دلیران دشت ناپاکی

نرود یاد پاکتان از یاد

*****

در دل هر ستاره، مادر غم

یاد دارم که ضجه ها میزد

بوی خون عطر کوچه ها شده بود

بانگ سهراب ها ندا میزد

***** 

آسمان خسته از ریا و دروغ

همه جا پر ز ابر باران است

خون حلاج ها چکیده به خاک

باز هم عصر سربداران است


واژه کشتند و قصه دار زدند

دشنه ها را فرو زدند از پشت

یادمان باشد ای غزل خوانان

چه کسی شعر سبزمان را کشت

***** 

روزها رفت و پرده ها هم رفت

دیو قصه، برهنه، پیدا شد

واپسین واژه ی سر نیزه

ریخت و حقه ها هویدا شد

*****

بغضهایی که در گلو داریم

خسته از خار و بوته ی هرزند

ای عجب این همه خس و خاشاک

با همه دلشکستگی سبزند

***** 

نرم نرمک زمان پاییز است

برگ ریزان اگر چه باشد باغ

زیر یک کوه، تل خاکستر

آتشی گر گرفته، زنده و داغ

 

/ 22 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریا

راستی دو تا بخش داره : 1- زندگی جنگ و دیگر هیچ 2- فصل سرد پیشگوئی حیوانات

سارا توپولی

ایـــــــــــول [تایید] آفریــــــــن[دست][دست][دست] [گل][گل][گل]

gole_titi

مرا با این دو دریا کاری نیست. با افت و خیز جاودان آنها. با مرگ و زندگی. چشم من، نظر به قله ای دارد که حتی صدای پای آب هم به آن نمی رسد. به روزم و منتظر حضورتون [لبخند][گل]

آتیشپاره

اگر بازم نیست شماره ت و برام کامنت کن مستقیم عرض کنم خدمتتون ! هان؟[خرخون]

gole-titi

چیزهایی هم هست، لحظه هایی پر اوج (مثلا شاعره ای را دیدم آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش آسمان تخم گذاشت و شبی از شب ها مردی از من پرسید تا طلوع انگور، چند ساعت راه است؟) باید امشب بروم به روزم [لبخند][گل]

سهیل

[تعجب] سلام من بارها سر زدم ولی هیچ پستی نمایش داده نمیشد. امروز که با موزیلا اومدم برام باز کرد.چرا اینجوریه؟[تعجب] خیلی خیلی خیلی شعرت قشنگ بود.[دست] ای عجب این همه خس و خاشاک با همه دلشکستگی سبزند عشق است این بیتت [تایید][بغل][ماچ][قلب]

سهیل

ممنون داداش محمد حسین [ماچ][بغل][قلب]