زمستان است ...

 

 

تو و سکوت من و این ترانه ی مغضوب

هوای تلخ دی و آه و ضجه ی سرکوب

*****

و خون خسته دلان خشک بر درخت سیاه

به جرم اشک، سخن، شعر، چهره ی محجوب

*****

بگو به خاک چه بر جنگل سپید آمد

زمین یخ زده و برگ و خش خش و جاروب

*****

زمین که نه ولی آنجا زمانه شاهد بود

چه نغمه ها که دریدند با ببند و بکوب

*****

جماعتی همه سرگرم قتل و خونبازی

من و تو و دل خونین و عابری مجذوب

*****

شب و نجاست صد جانماز پوشالی

چه افتخار به سجاده ی پر از آشوب

*****

از آن سیاهی شبها چه یادگاری ماند

نوای دشتی باران و رنگ شهرآشوب

*****

همیشه خشم، همیشه ریا، همیشه دروغ

کشیده آتش رخوت  به خرمن بد و خوب

*****

بهار آمد و شمشادها همه سبزند

ز رنگهای زمستان سیاه مانده به چوب

 


/ 14 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بچه ی سیبیلو

درود[گل] زیبا بود[قلب][دست] با یک غزل و دو رباعی به روزم

بچه سيبيلو

در وبلاگ طنز سكونش به روزيم و منتظر حضورتان هستيم [گل]

سهیل شفیعی

سلام 1. حرفت "سند منازل " کاذب بود "کیف ِ" تو پر "تراول" کاذب بود ... ... 2. زیبائی ِ یک کلاغ امکان دارد تاریکی ِ با چراغ امکان دارد ... ... 3. با مرگ و فرشته های نازش تا کن خود را وسط آخرتی ها جا کن ... ... 4. در جوهر و تصویر قلم ، می گریم با هر قدمم ، قدم قدم می گریم با چهار رباعی به روزم و منتظر """""""""""""نقد"""""""""""""" ارزشمند شما. (توی رباعی تجربه های اولمه لطفن تنهام نذارید و نقدم کنید !!!!)

سهیل شفیعی

سلام او شبیه معادله بود و حل شده بود توی جبری که ایکس(x) هایش مساوی غم بود در نتیجه ===> جواب : "ابری که" ... با یک چهار پاره ( دو بیتی پیوسته ) به روزم و منتظر کلمه ی همیشگی من """""""(نقد)"""""" شما

حمیدرضا ظرافت

بخدا ما چیز زیادی نخواستیم... میخوایم بریم یه جزیره که سرمون تو لاک خودمون باشه کار باشه، امنیت باشه، آب باشه چرا همتون خفه شدین خو؟! با یک مثنوی تازه به روزم و واقعا منتظر نقدهاتون زل میزنی بر سقف، بی هیچ اتفاقی که... بیرون بزن از انفرادی اتاقی که دارد تورا حل میشود... لیوان آبت را... ...حل کن دو تا قرص مسکن... تخت خوابت را... ...پرتاب شو از ارتفاعات مسکّن ها مسدود کن تصویر خود را توی آنتن ها منتظرم...

سهیل شفیعی

سلام یهویی زد به سرم بدون حاشیه :::: بارش ابر های ریز و درشت و هوایی که بینمان مه شد در غرورم تو را نمی دیدم عینکم زیر پای تووو له شد به روزم و منتظر نقد و نظر های ارزشمندتون [گل] سهیل شفیعی / اصفهان

سهيل شفيعي

تو مثل آینه های تمام قد هستی که دور آدم را در حصار می گیرد و شکل منعکس اشک های "موجی" من درست روی نگاهت "قرار" می گیرد بعد از مدتها به روزم با دو چهار پاره تقدیم به تو . البته این شعر های تقدیمی بر خلاف بقیه شعر ها نیاز شدید به نقد دارند[چشمک]

سهیل شفیعی

درود قلب من هم بايستد از كار در مچم باز نبض مى ماند و فقط محض يادگارى نيست دست بندى كه سبز مى ماند با یک چهارپاره و کمی حرف به روزم دعوتید به نقد و خوانش